تبليغاتX
املش بهشت زیبا-خفته وگمشده1
درباره وبلاگ:

بسم الله الرحمن الرحیم
Amlash County (Persian
is a county in Gilan Province in Iran. The capital of the county is Amlash.
Amlash is also the name of an important culture which is well represented in all major museums as well as important private collections and galleries of ancient art.
Amlash County
From Wikipedia, the free encyclopedia
-------- ---------
به پایگاه اینترنتی(املش،بهشت زیبا،خفته وگمشده 1)خوش آمدید:
دراین وبلاگ مفرح وجذاب شما عزیزان علاوه برآشنایی کامل باشهرستان سرسبزاملش-شهری افسانه ای ودیدنی درشمالی ترین مناطق کوهستانی البرزدراستان سرسبزگیلان،مناطق دیدنی وسیاحتی گردشگری آن،توانمندیها ونیزآثارباستانی این شهرستان،همچنین فایل ها ونیز برنامه های فرهنگی متنوعی جهت بهره برداری شما دوستان خوبم طراحی گردیده که بااندک تأمل وحوصله،ضمن مراجعه به پیوندها وپیوندهای روزانه وبلاگ ودانلوداین برنامه های فرهنگی جذاب،کمال بهره برداری راازاین برنامه ها ببرید...به همین امیدوآرزو
ضمناًپایگاههای اینترنتی دیگرمرتبط بااین وبلاگ به شرح ذیل به استحضار شما عزیزان می رسد:
soat-alhakim.ir(موسسه فرهنگی هنری صوت الحکیم املش)

babazm.blogfa.com(پایگاه فقه وحقوق قضایی شهرستان املش)

mohammadmehrafrooz
blogfa.
com.(کتابخانه دیجیتال والکترونیک املش)باداشتن بيش از000/000/2جلدكتاب ازنسخ ديجيتال والكترونيك دربيش از 100عنوان درزمینه ای علمی -صنعتی- قرآنی ودینی درخدمت مراكزعلمي-تحقيقاتي وپژوهشي كشورمي باشد.

amlashnazar.nikblog.com پایگاه راهبردی توسعه همه جانبه شهرستان املش
amlash-mehr.blogfa.comپایگاه مقابله باشبهات دینی وقرآنی دراینترنت
والسلام علی من اتبع الهدی
پست الکترونیک:soatalhakim@yahoo.com
تلفکس:01427220003
آرشیو ماهانه:
آرشیو موضوعی:
آخرین مطالب:
پیوندهای روزانه:
لینک دوستان:
سایر امکانات:
منبع کد اهنگ مینوس

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

نايين نيوز
دختران با حجاب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل
Free Chat Room
فرهنگستان واژگان گیلکی املشی گالشی

حرف چ:

چشت(به فتح چ وسکون شین وتاء):چاشت،میان وعده غذایی قبل ازشام،عصرانه.همچنین زمانی که زنان روستایی املشی درنزارع برنج وباغات چای کارمی کردندکارفماباچاشت یا چشت حین عصرازکارگران پذیرایی می نمود.

چشوو(به فتح چ وضم شین):چادرشب که سالیان متمادیست زنان خانه دارحین کاردرخانه،مزارع برنج یاباغات چای به کمرمی بندندکه درعقایدقدیمی زنان وبانوان املشی اینطورمطرح است که چادرشب جهت مراقبت ازکمرشان باتوجه به حجم شدیدکاروفشارجسمی ناشی ازآن،خاصیت درمانی وپزشکی دارد.

چیره چیره:ندایی که حین صدازدن مرغ وجوجه جهت دانه چیدن روی زمین،صاحبشان درمی آورد.

چیل:گل مخلوط باآب،زمین گلی که برروی آن باران باریده باشد.

چیل هزه(به فتح هاء وزاء):زمین گلی که برروی گل ان باران باریده باشد.

چپیر:استخوان بندی فک دهن.

چوشم(به فتح چ وسکون شین):چشم.

چین(به کسرچ وفتح یاء):چیدن(میوه و...)،زائیدن زن باردار.

چوس نفس:آدم پرگو،حراف.درگویش گیلکی املشی کنایه ازکسی که علیرغم حرافی عمدتاًچرت وپرت می گوید.

چوکو:خربزه.

چوچاق:نوعی سبزی معطرکه جهت معطرنمودن خورشت های محلی املش استفاده می شودکه جایگاه ارزشمندی درآشپزی زنان املشی دارد.خودروبوده وبوفوردرمناطق مختلف جلگه املش رشدمی نماید.

{چیی پیوشگال:تفاله چای}/ پیوشگال(پیشکال):تفاله.

چپر:پرچین چوبی حاشیه باغات چای،باغات خصوصی وبعضاًمزارع برنج.

{خشک چپر:کنایه ازسست ارادگی یک نفر.درگویش گیلکی املشی ازطرف خانمهاگفته می شود:«مردکون خشک چپرمونن»معنای تحت اللفظی «یعنی مردهاشبیه خشک چپرهستند».این یعنی کنایه ازاینکه بعضی آقایان به عهدناشی ازازدواج ووفادارماندن با خانمهای خودوفادارنبوده وقابل اعتمادنبوده ونمیتوان به آنها تکیه کرد.عمدتاًاین کنایه بایددرجایی بکاربرده شودکه بعضی ازآقایان بدون توجه به عواقب شرعی- فقهی و...ازدواجهای مکرر،مبادرت به ازدواج مجددمی نمایند}.

چشوو(به فتح چ وضم شین):چادرشب که سالیان متمادیست زنان خانه دارحین کاردرخانه،مزارع برنج یاباغات چای به کمرمی بندندکه درعقایدقدیمی زنان وبانوان املشی اینطورمطرح است که چادرشب جهت مراقبت ازکمرشان باتوجه به حجم شدیدکاروفشارجسمی ناشی ازآن،خاصیت درمانی وپزشکی دارد.

چاق:چاه آب.

چره(به ضم چ وتشدیدراء):شره(به ضم شین وتشدیدراء).

چیسکال:پایین حیاط ورودی خانه.

چموش پاتو:نوعی کفش به همراه ساق بند.

چینگال:چنگال.

چیری:ظرفی مسی جهت دوشیدن شیرگاووگوسفند.

چولاغ:آدم معلول ازناحیه پا.

چمیش:کفش اولیه تمدن املش که ازجنس پوست حیوانات ساخته می شد.

چاربدار:هدایت کننده اسب.انسان باربر اسب.

چوک روس:تاخوردن و بی نظمی درپارچه لباس را که ناشی ازشستن واتونکشیدن باشدرامی گویند.

چینی بون:پایین وکنارپله خانه های گلی قدیمی.

چیک سری:نیم خیز.

چوچار:سوسمار.

چوچه(به تشدیدچ دوم):سینه.

چیکره:پشت زانو.

چفتل(به فتح چ سکون فاء وفتح تاء):صورت زردوبی رنگ.

چفتل خیار:خیاری که پس ازرسیده چیده نشده زردوبی مزه وبدطعم می شود.

چیکال:دست زدن درعروسی،دست زدن.

چلک(به فتح چ وسکون لام):نوعی سبدپلاستیکی که خانمهای خانه د اراملشی جهت حمل کالایاخریدبازارازآن استفاده می نمایند.

چلک(به کسرچ):چرک بدن.

چرچرون(به فتح دو چ  وسکون هردوراء):باب میل،باب طبع.

می چرچرونه:کنایه ازاینکه زمانه بامن یارشده است.

چلارس:منطقه ای روستایی دراملش که به دوبخش «بورچلارس(درجوارروستای کیاکلایه»وچلارس املش منقسم می شود.

چندی:چقدر.چه اندازه.

چلم(بروزن پشم):چرم.کودحیوانی.پهن گاو-مرغ و....

چلکه(به فتح چ وکاف وسکون لام):چاله.چاله کوچک.

چور:بایر.خشکیده.دامن چور یعنی باغ بایر.

چر؟:چرا؟.

چرنی هنی؟:چرانمیای؟

چرشودری؟:چراداری میری؟.

چاچول باز:کنایه ازآدم موذی وشیطان صفت.

چموش:نوعی کفش قدیمی.کنایه ازانسانهای ناآرام وحیوان ناآرام.

تهیه وتدوین وویراستاری:

محمدمهرافروز

سردفتراسنادرسمی۲۳۳املش/کارشناس ارشد حقوقبین الملل ومدیرپایگاه های اینترنتی مهراملش

 

یکشنبه دهم آبان 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 5:27 بعد از ظهر | لینک ثابت |
بدون شرح...
چهارشنبه ششم آبان 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 6:3 بعد از ظهر | لینک ثابت |
عکسی از دشت زیبا خسیب دشت

http://www.perfacte.blogfa.com/

سه شنبه پنجم آبان 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 4:39 بعد از ظهر | لینک ثابت |
عکسی از منطقه زیبای بلور دکان شهر تاریخی املش

باتشکرازآقاآرین عزیز:http://www.perfacte.blogfa.com/

سه شنبه پنجم آبان 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 4:38 بعد از ظهر | لینک ثابت |
تبریک به یک نوجوان املشی بخاطروبلاگ موفق وزیبایی که طراحی کرده است.....

سه شنبه 21 مهر1388 ساعت: 19:38

توسط:آرین

درود اهورا مزدای پاک بر شمای دوست
من آرین هستم 15 ساله از شهرستان زیبا و تاریخی املش . من وبلاگ نویسی را تازه شروع کردام ، می خواستم از استادم که شما باشید راهنمایی هایی بگیرم اگر بتوانید به وبلاگ من که درج کرده ام سری بزیند و من را خوشحال کنید نهایت سپاس گزاری را حاصلم . شادکام و سر بلند باشید

 وب سایت   پست الکترونیک
سه شنبه پنجم آبان 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 4:35 بعد از ظهر | لینک ثابت |
چندنماازاملش به روایت تصویر

غروب زیبای کوهستانهای تابستان نشین دریک نما

غروب یک روزبرفی سال ۱۳۸۶ دراملش

هلودشت یاهالی دشت دراملش زیبا

عکسی قدیمی ازیک باغ چای دراملش

 ضمن تشکرویژه ازدوست نوجوان املشی آقاآریان عزیز:

http://www.perfacte.blogfa.com/

پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 2:21 بعد از ظهر | لینک ثابت |
فرهنگ لغت گیلکی املشی/حروف: ث و ج

حرف ث:

ثیثه(سیسه):لثه دهان.

حرف ج:

جوروب(جوروف):جوراب.

جور:بالا.

جیر:پایین.

جورکاسر،گالش کولام،پیلدره،پیل جه،بویه،سمام(سومام) و..ازدیگرمناطق ییلاقی وگردشگری شهرستان املش می باشند.

جالدوز:جوالدوز.

جندپری(به کسرجیم- سکون نون):جن.

جایی:توالت،مستراح.

جون شیر:شنا،شنادررودخانه.

جین جیر:نوعی بلبل ریزجثه،کنایه ازریزوزبل.

جیج بیج:نوعی بازی نوروزی باستانی بجامانده دراملش که طی آن دونفرکه تخم مرغ  هایی راکه عیدی گرفته اندباگذاشتن دربین مشت یک دست خود،بخشی ازنوک یکطرف تخم مرغ رابه بخشی ازنوک تخم مرغ رفیق دیگرش یواش کوبیده ومی گویند؛جیج بیج.هرکس که تخم مرغش شکسته شودبازنده محسوب شده وبایستی تخم مرغش رابه برنده بدهد.

جقله(به فتح جیم-سکون قاف وفتح لام).بچه کوچک نوزاد.

جوهسن(هسن بروزن حسن):جویدن.

جودن جودنه:دانه دانه.

جوکول که:نوعی حشره که درفصل تابستان بوفوردرمنازل املشی دیده می شوند.

تهیه وتدوین:

محمدمهرافروزمدیرگروه اینترنتی مهراملش

پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 2:16 بعد از ظهر | لینک ثابت |
معرفی مشاهیر /امیدوهابی املشي
http://www.amlashnews.com/news/011863.php

معرفی مشاهیر /امیدوهابی املشي
 

‌‌اميد وهابي‌ املشي‌ يكي از نويسندگان معاصري است كه در زمينه نجوم ‌ و فلسفه مقالاتي را چاپ كرده است.او همچنين براي‌ مخاطبان‌ جوان‌ كتابهايي‌ نگاشته‌ است‌ كه‌ از ميان‌ آنها ماجراهاي‌ حسابي‌ نخستين‌ انتشار وي بوده‌ است.

كتاب"‌ماجراهاي‌ حسابي‌" تاليف ‌‌اميد وهابي‌ املش‌ ، در دوره بيست و سوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي گرايش : ادبيات كودكان تحصيلات رسمي و حرفه اي : اميد وهابي املشي در تابستان‌ سال‌ 1352 ش‌ در رشت ، همزمان‌ با آغاز تحصيلات‌ ابتدايي‌ مقدمات‌ علوم‌ حوزوي‌ را در مدرسه‌ حاج‌ ابوالفتح‌ شروع‌ كرد. از دبيرستان‌ باهنر منطقة‌ 12 تهران‌ ديپلم‌ رياضي‌ گرفت. در مدارس‌ علمية‌ تهران‌ مشغول‌ گذراندن‌ دورة‌ سطح‌ شد و همزمان‌ تحصيل‌ در رشته‌ كارشناسي‌ حقوق‌ مدرسه‌ عالي‌ شهيد مطهري‌ را آغاز كرد. از اساتيد هبة‌الله‌ ذوالفنون‌ در نجوم‌ و آيت‌الله‌ محمود امجد در عرفان‌ و علوم‌ اسلامي‌ را نبايد از نظر دور داشت. استادان و مربيان : هبة‌الله‌ ذوالفنون‌ در نجوم‌ و آيت‌الله‌ محمود امجد در عرفان‌ و علوم‌ اسلامي‌ از اساتيد اميد وهابي املش بوده اند. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : در سوابق‌ علمي‌ پژوهشي‌ و آموزشي‌ ‌‌اميد وهابي‌ املش‌ موارد زير به‌ چشم‌ مي‌آيد: 1. تدريس‌ در دبيرستانهاي‌ تهران ‌ 2. انتشار مقالات‌ متعدد نجومي‌ در مجلات‌ تخصصي‌ و عمومي‌ حاصل‌ دو دهه‌ فعاليت ‌ 3. انتشار مقالات‌ فلسفي‌ و مذهبي‌ براي‌ نوجوانان ‌ 4. نقد كتابهاي‌ علمي‌ كودك‌ و نوجوان ‌ او براي‌ مخاطبان‌ جوان‌ كتابهايي‌ نگاشته‌ است‌ كه‌ از ميان‌ آنها ماجراهاي‌ حسابي‌ نخستين‌ انتشار بوده‌ است. جوائز و نشانها : كتاب"‌ماجراهاي‌ حسابي‌" تاليف ‌‌اميد وهابي‌ املش‌ ، در دوره بيست و سوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.
آثار : 1 ‌ماجراهاي‌ حسابي‌ ويژگي اثر : تاليف،اين كتاب ، در دوره بيست و سوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. ‌‌آشنايي‌ با كتاب‌ ‌ماجراهاي‌ حسابي‌ ‌ ‌ماجراهاي‌ حسابي‌ (سرگذشت‌ پيدايش‌ اعداد) / تأليف‌ اميد وهابي‌ املش؛ ‌ ‌تصويرگر فرهاد پورمحمدخان. - تهران: نشر كتاب‌ مرجع، كتاب‌ طاووس، ‌ ‌1383، 104 ص، مصور، نمودار. يكي‌ از مهم‌ترين‌ راه‌هاي‌ رسيدن‌ به‌ تجربه‌هاي‌ جديد در علوم‌ مختلف، واكاوي‌ تاريخ‌ آنهاست. تاريخ‌ علوم‌ از يك‌ سو فراز و نشيب‌هاي‌ مسير طي‌ شده‌ را يادآوري‌ مي‌كند و از سوي‌ ديگر ذهن‌ مخاطب‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ تجربه‌هاي‌ نو و جديد آماده‌ مي‌كند. ماجراهاي‌ حسابي‌ داستان‌ پيدايش‌ و پيشرفت‌ رياضيات‌ است. نويسنده‌ در اين‌ اثر سعي‌ و همت‌ خود را بر آن‌ گذاشته‌ كه‌ با بررسي‌ تاريخ‌ رياضيات‌ مخاطب‌ نوجوان‌ را از رموز شيرين‌ اعداد و ارتباط‌ آنها با يكديگر آگاه‌ كند. نويسنده‌ مخاطب‌ خود را از مخاطب‌ منفعل‌ به‌ سطح‌ مخاطب‌ فعال‌ كشانده‌ و به‌ جاي‌ تشويق‌ و ترغيب‌ او به‌ حفظ‌ داده‌هاي‌ اوليه، داستان‌ شكل‌گيري‌ اين‌ داده‌ها را بازگو كرده‌ است. او مخاطب‌ را به‌ سويي‌ كشانده‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ استفاده‌ از ماحصل‌ تربيت‌ ديگران‌ به‌ عنوان‌ يك‌ محصول‌ در فرآيند توليد و بازتوليد نقش‌ و جايگاه‌ داشته‌ و در تحصيل‌ آن‌ شركت‌ كند. نويسنده‌ در اين‌ اثر به‌ تجربه‌اي‌ نو دست‌ زده‌ و به‌ جاي‌ استفاده‌ از زوايه‌اي‌ فراتر از زاوية‌ ديد مخاطب، در كنار او نشسته‌ و يادآوري‌ كرده‌ است‌ كه‌ اگر چه‌ اين‌ بحث‌ها لذت‌ بخش‌ نيستند و مخاطب‌ حق‌ دارد كه‌ به‌ آنها بي‌ علاقه‌ باشد اما لازم‌ است‌ كه‌ يك‌ بار آنها را دوره‌ كند تا از مشقت‌ ندانستن‌ آنها رهايي‌ يابد.

دوشنبه بیستم مهر 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 12:42 بعد از ظهر | لینک ثابت |
واژگان کلیدی گیلکی املشی/حرف ت

حرف ت:

ترش واش:نوعی سبزی خودرودرباغات چای وحاشیه مزارع برنج ومراتع سرسبزکه برای تهیه نوعی خورشت خوشمزه استفاده می شود.

تومان(بیجامه):نوعی پوشیدنی راحتی درخانه حین استراحت درمنزل.شایدتعبیری دیگرازواژه پیژامه لاتین می باشد.

تره(تر)باکسرراء:برای تو،تورا.


ادامه مطلب...
شنبه هجدهم مهر 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 1:54 بعد از ظهر | لینک ثابت |
مضرات پوشیدن کفشها ولباسهای تنگ..

 

 این روزها هرچه موی آقایان ژولیده‌تر می‌شود، کفش خانم‌ها نوک تیزتر می شود. وقتی علتش را جویا می‌شوی همه تقصیرها گردن واژه‌ای می‌افتد به نام مد. البته کفش آقایان هم دست‌کمی از کفش خانم‌ها ندارد و رفته‌رفته شبیه منقار پرندگان می‌شود. گویا این مد است که باید شیوه لباس پوشیدن مردان و زنان را تعیین کند.

اما از بد ماجرا طراحان مد اصلا به فکر سلامت مصرف‌کنندگان نیستند و این مصرف‌کننده است که باید تاوان مدهای ناسالم را بپردازد.

کفش‌های نوک باریک

به هر دلیل این روزها درمیان خانم‌ها ونیز آقایان، پوشیدن کفش‌هایی که نوک باریک دارند، مد شده است. کفش هایی که در کوچه و خیابان پای خیلی‌ها می‌بینی اولین چیزی که به خاطر می‌آ‌ورد این است که پای بیچاره این همه فشار را چگونه تحمل می‌کند؟


ادامه مطلب...
سه شنبه چهاردهم مهر 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 6:47 بعد از ظهر | لینک ثابت |
واژگان کلیدی گیلکی املشی/حرف پ

حرف پ:

پیلام(پیلوم):گیاهی باساقه هاوبرگ های بلندکه ازقدیم دراملش وشهرستانهای همجوارحین گزیدگی ناشی ازگیاه گزنه برروی زخم مذکوراستفاده می شده وبیشتربه همین خاطرمعروف است.ضمناًهم اکنون پس ازگذشت سالیان متمادی،کشاورزان برنجکاراملشی درجهت تولیدگرمابرروی تخم نشای برنج درمنازل خودقبل ازشروع بکارکشاورزی ازپیلام استفاده می نمایندتاباگرمای تولیدشده ناشی ازتجزیه برگ  وساقه های پیلام،دانه یاهسته برنج(شلتوک)آماده بهره گیری درخزانه مزارع وسپس کشت گردد.دربعضی ازروستاهای املش نظیرنرکه-حاجی آباد و...بدان پلیوم نیزگفته می شود.

تهیه وتدوین:

محمدمهرافروزمدیرگروه اینترنتی مهراملش/استان گیلان


ادامه مطلب...
پنجشنبه نهم مهر 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 6:12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
الهی وربی من لی غیرک
اللهم عجل لولیک الفرج....
چهارشنبه هشتم مهر 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 8:16 بعد از ظهر | لینک ثابت |
انتشار کتاب از تاریخ تا خیرات نوشته ی محمد حسین بهبودی املشی، دبیر بازنشسته ی آموزش و پرورش،
http://peykeamlash.persianblog.ir/post/87

باتشکرازدوست عزیزم آقاوحیدگل...

انتشار کتاب از تاریخ تا خیرات نوشته ی محمد حسین بهبودی املشی، دبیر بازنشسته ی آموزش و پرورش، خبر بسیار خوشحال کننده ای بود که چندی پیش از طریق دوستانم از آن با خبر شدم، در این نوشتار بر آنیم تا به بررسی اجمالی این کتاب بپردازیم.
از تاریخ تا خیرات دربرگیرنده وقایع تاریخی - اجتماعی و سیاسی املش بین سالهای 1330 تا 1342 است، سعی و تلاش و همت نویسنده ی آن در فهرست مطالب این کتاب نهفته است وبرخی از عناوین مهم آن(جهت نمونه) شامل موارد زیر است:
  شهرستان املش(املش کوچکی بسایر زیبا-بخش ها و دهستانهای املش-موقعیت جغرافیایی، کوهها و رودها، جاذبه های گردشگری و بقاع متبرکه) کشاورزی و صنعت در املش(کشاورزی و دامداری،چای،برنج،آبدنگ،پرورش پیله ابریشم و...) املش در گذر زمان(قدمت تاریخی،گورستانهای باستانی، تاریخ معاصر، علما، دانشمندان، شاعران و...)

ذکر آدرس پیک املش روی تصویر صرفا به جهت رعایت کپی رایت تصویر در وب است. 
 نویسنده در فصل پنجم این کتاب یادی از خاطرات دوران تحصیل خود می کند که خواندنش بسیار برای نسلهای جدید جالب خواهد بود و در فصل ششم از این کتاب ضمن معرفی خوانین و اربابان قدیم املش به بیان آداب و رسوم و اعتقادات و سنتهای کهن می پردازد از جمله(علم واچینی، تیرماه سینزه، نورزبل، شب یلدا و پا زدن، کشتی گیله مردی و ...) فصل هفتم به اسناد و هشتم نیز به تصاویر اختصاص پیدا کرده است.
این کتاب توسط انتشارات وارش وا در تیراژ 2000 نسخه منتشر شده و مرکز پخش آن در املش مطبوعاتی آقای محبی (بین سه راه میان محله و چهار راه پارک) است.
پیک املش ضمن تشکر از نویسنده این کتاب و نیز سپاس فراوان از آقای محبی که صمیمانه ما را در تهیه ی این مطلب یاری نمودند، امیدوار است این چنین فعالیتهایی بیش از پیش گسترش یابد.

یکشنبه پنجم مهر 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 7:7 بعد از ظهر | لینک ثابت |
سفر به هلودشت؛ بالای بلوردکان
http://natureiran.persianblog.ir/post/39/

آخرین سفر من و همسرم زهره به همراه گروهی از دوستان جدیدمان به ییلاقات املش بود... روستای هلودشت، بالاتر از بلوردکان، آن سوی اطاق‌وار؛  مهدی شادکار  همسفر عکاسمان آنها را از طبیعت با خود برداشته و آورده تا در وبلاگ خودش جا دهد...

حتما بقیه عکسها را در ادامه مطالب ببینید و با تمام وجود بخوانید!

 تصاویر زیبای هلودشت

زوج افراشته

 

رطوبت و طراوت

 

قاب نگاه روستانشین

 

ارتفاع ... زیبایی... آرامش

دوشنبه سی ام شهریور 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 6:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |
سفرنامه ای دیگر/تمجیدی دیگرازاملش زیبای ما
 http://natureiran.persianblog.ir/post/40

ییلاق املش؛ بهشت گمشده

تعطیلات پیاپی مردادماه فرصت خوبی برای اهالی سفر بود تا از زندگی پر هیاهوی شهری گریخته و خود را در دامان طبیعت رها کنند. هرچند که خیلی‌ها این فرصت را تبدیل کردند به شهرگردی و اقامت یکی دو روزه در هتل و ویلایی شبیه خانه خود و یا کمی کوچک‌تر از خانه همیشگی‌شان!

چند روزی قبل از مبعث، بیژن با من تماس گرفت و از تعطیلات آخر هفته گفت. من که هنوز تصمیم مشخصی نگرفته بودم چند جایی را که از روی گزارش و عکسهای دوستان طبیعت دوست پسندیده بودم برایش شمردم! یکی از این مسیرها دیلمان ـ درفک بود که تقارن زمانی برنامه با مراسم علامت‌کِشی در روستای شاه شهیدان شوق رفتن به دنیای طبیعت و سنت را در آدم دوچندان می‌کرد. بیژن هم با یکی دو نفر مشورت کرد و نهایتا قرار بر این شد که عصر روز پنجشنبه به مقصد دیلمان حرکت کنیم. سرپرستی برنامه و جمع کردن افراد با بیژن بود (احتمالا از این جمله خیلی خوشش می‌آید!)، به همین دلیل اغلب گروه با هم آشنا بودند و این اولین برنامه‌ای بود که من و همسرم زهره با دوستانی ناآشنا همراه می‌شدیم تا تجربه‌یِ جدیدی را بیازماییم. بیژن و خواهرش رویا به همراه شکوفه و هلیا، مهدی و همسرش فرزانه، احمد و رفیقش محمد، مینو، آزاده و فرشته، به همراه مهدی عکاس گروه (که عکسهای این گزارش و پست قبلی همه از اوست) و امید راهنمای برنامه، همسفران ما بودند. راستی رؤیا هم پزشک تیم بود! تا پیش از رسیدن به سیاهکل، مسیر و موقعیت دامنه‌های درفک را با امید نوروزی، راهنمای جوان و پرحرف گروه بررسی کردیم. با توجه به طولانی بودن مسیر و فرصت اندک ما، نهایتا تصمیم گرفتیم که به پیشنهاد امید به منطقه ییلاقی املش که زادبوم خودش هم بود برویم. هرچند که او در این مسیر هم ساعتها را گم کرد و کمی بیش از انتظار راه طولانی شد اما به نظر تصمیم درستی می‌آمد. مخصوصا که همه از شلوغی مسیر شاه شهیدان ما را ترسانده بودند.

 

شب اول، ساعت حوالی یازده بود که در پارک سیاهکل، کنار استخر بساط کردیم و بعد از خوردن شام به داخل چادرها خزیدیم. هوا مرطوب و کمی گرم بود. صبح خروس خوان، پیش از بیدار شدن گروه، سحرخیزان سیاهکلی برای ورزش صبحگاهی به پارک آمدند. صبحانه را در همان پارک خوردیم که از برنامه عقب نمانیم و سپس به طرف لاهیجان و املش حرکت کردیم. پس از عبور از لاهیجان از کنار املش گذشته و بعد از پشت سر گذاشتن اطاقوار کمی ارتفاع گرفتیم. نخستین روستایی که در دامنه با آن برخورد کردیم بلوردکان بود. اهالی در دو سوی جاده بساط کرده و مشغول خرید و فروش در جمعه بازار سنتی بودند. با توجه به گرمای شب گذشته و مسیر نسبتا طولانی‌ای که در منطقه جلگه‌ای طی کرده بودیم خیلی انتظار رسیدن به جای خنک را نداشتیم و کم کم خود را برای مواجهه با یک برنامه‌ِ متوسط آماده می‌کردیم. اما چند ساعت بعد همه چیز تغییر کرد. از بلوردکان که خارج شدیم جاده‌ای جنگلی با پیچهای پی در پی در دامنه‌های کوهستان آغاز شد. بالارفتن از این مسیر حدود سه ساعت طول کشید. در لابلای پیچها گاهی روستایی زیبا از پشت درختان انبوه به چشم می‌خورد. بعد از سه ساعت آن قدر بالا آمده بودیم که همه چیز زیر پایمان بود: جنگل، روستا و ابرها!

امید گفت که اینجا هِلودشت است (یکجایی در وبلاگها دیدم نوشته هالی دشت) ظاهرا این نام به دلیل وفور نوعی آلوی جنگلی (آلودشت) بر آنجا نهاده شده است. (چون راه‌های این مسیر و نام روستاها، از بلوردکان به بعد، روی اطلس راه‌های ایران نبود نتوانستم اطلاعات خیلی بیشتری بدهم) با مشاهده‌ی منظره زیبای کوه و جنگل همه هیجان زده بودند. بعد از صرف چای و کمی استراحت در خانه‌ی خاله‌ی امید، با یک دستگاه جیپ! که در عکسها می‌بینید هر 14 نفر به جاده‌ی کوهستانی رفتیم. ماشین عجیب و غریبی که احتمالا بیش از نیم قرن از عمرش را در بالا و پایین راه‌های نیمه خراب آن منطقه سپری کرده بود به هر زور زدنی بود ما را به چشمه‌ی آب کم رمقی در پای درختان تنومند جنگل رساند. گروهی از بچه‌ها بدون کوچکترین مکثی به دل جنگل زدند و من و احمد و محمد هم مشغول روشن کردن آتش و راه انداختن بساط ناهار شدیم. بیژن هم چرت می‌زد و گاهی غر! یک ساعتی از ظهر گذشته بود که در حال خوردن ناهار، قطرات باران هم به استقبالمان آمدند. اول خیلی جدی نگرفتیم ولی آنها از ما سمج‌تر بودند. به سرعت سه تا چادر برپا شد و همه به داخل آن پناه بردیم. احتمالا نمی‌توانید تصور کنید که در نیمه مرداد آنهم سرِ ظهر، هوا آن قدر سرد باشد که چاره‌ای جز پناه بردن به چادر وجود نباشد. دو ساعتی به این وضع گذشت ولی از باران و مه غلیظ کاسته نشد. ما که وسایل اقامت را در خانه‌ی خاله خانم گذاشته بودیم چاره‌ای نداشتیم جز اینکه به سرعت خود را به روستا برسانیم تا گرفتار تاریکی و سرما نشویم. امید کمی زودتر راه افتاد تا بلکه بتواند ماشینی برای بازگشت به بالا بیاورد اما راه، گل‌آلود و هوا خراب‌تر از آن بود که امیدی به آمدن ماشین باشد. بعد از یک ساعتی از پیاده‌روی به سمت پایین کمی از برودت هوا و بارش باران کاسته شد. امید هم با یک دستگاه از همان ماشینهای عتیقه به ما رسید. هلیا که کمی ناخوش بود به همراه وسایلی که در دست داشتیم با ماشین بازگشت و ما یک ساعت دیگر مسیر آکنده از مه را تا روستا پیاده گز کردیم. کسی دلش نمی‌آمد طبیعت به آن زیبایی را رها کند.

نزدیکهای غروب به روستا رسیدیم. البته روستایی که 4 تا خانه داشت و یک رستوران! بخاری هیزمی خانه روشن بود! بچه‌ها لباسهای خیس و مرطوب را عوض کردند و هر کسی در گوشه‌ای خودش را سرگرم کرد. من و زهره به همراه مهدی و فرزانه باید شام را آماده می‌کردیم. برای شام تدارک کشک بادمجان را دیده بودیم. آزاده هم سنگ تمام گذاشت و با تمام دانش آشپزی‌اش به کمک ما آمد. یکی دو ساعتی طول کشید تا کشک بادمجان حاضر شد.

 بعد از شام احمد و مهدی به سراغ ظرفها و رفتند. روز خیلی خسته کننده‌ای نداشتیم به همین خاطر تا دو سه ساعتی بعد از شام، بازی و شوخی و گپ و گفتگو ادامه داشت. ساعت از یک بامداد گذشته بود که خاموشی زده شد!

 صبح روز سوم، بعد از خوردن خامه و عسل راه افتادیم. هوای بیرون آنقدر دلچسب و فضا چنان رویایی بود که دلمان نمی‌آمد سوار ماشین بشویم. یک ساعتی را با ماشین رفتیم و بعد یکی دو کیلومتر راه را پیاده طی کردیم. حدود ظهر بود که به لاهیجان رسیدیم. چون می‌خواستیم به شلوغی شهر برخورد نکنیم از زیبایی‌های لاهیجان به بازدید از بقعه‌ی شیخ زاهد گیلانی مرشد و مراد شیخ صفی‌الدین اردبیلی جد دودمان صفویه بسنده کردیم.

 

تصمیم گرفتیم که ناهار را در امامزاده هاشم (قبل از رودبار) بخوریم اما اوضاع یک روز تعطیل در جاده رشت ـ قزوین ما را به رودبار رساند. در آنجا بچه‌ها به خرید زیتون مشغول شدند و پس از کمی پرسه زدن به طرف منجیل راه افتادیم. در آنجا هم نتوانستیم ناهار بخوریم نهایتا تصمیم گرفتیم املت درست کنیم. جایی بین منجیل و لوشان توقف کردیم و یک شانه تخم مرغ را با یک کیلو گوجه فرنگی در عرض چند دقیقه پخته و نوش جان کردیم. خوشبختانه مسیر خیلی خوب بود و ترافیک یک روز تعطیل لذت سفر را به کام ما تلخ نکرد! بدون مشکل خاصی حدود 8 شب به تهران رسیدیم و سفر را با یک جلسه‌ی کوچک انتقاد و پیشنهاد به پایان رساندیم.

 با اینکه در سالهای گذشته بارها به نقاط مختلف سفر کرده‌ام اما بدون شک مناظری که در این سفر دیدم یکی از زیباترین‌ جلوه‌های طبیعت بود که در تمام عمرم با آن مواجه شده‌ام.

دوشنبه سی ام شهریور 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 6:15 بعد از ظهر | لینک ثابت |
دولینک خبری ازاملش
فرياد مرگ بر اسرائيل و آمريكا در آسمان املش طنين‌انداز شد

امام جمعه املش:اسراييل هر روز به سمت نابودي پيش مي‌رود

    

جمعه بیست و هفتم شهریور 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 5:15 بعد از ظهر | لینک ثابت |
كتاب باستان شناسي املش منتشرشد
http://www.amlashnews.com/news/011779.php

كتاب باستان شناسي املش منتشرشد

املش نيوز:كتاب باستان شناسي املش باهدف(معرفي جغرافياوآثارتاريخي املش)به قلم ولي جهاني ازسوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان گيلان انتشاريافت.

برپايه اين گزارش اين كتاب كه در بيش از 300 صفحه منتشر شده است به معرفي موقعيت وتقسيمات جغرافيايي شهرستان املش ،وجه تسميه ،سابقه فعاليت هاي باستان شناسي ،پيشينه ي تاريخي،خانه هاي تاريخي و ثبت شده ،بقاع متبركه و...وهمچنين تصاويري از آثار مكشوفه در اين شهرستان بصورت كامل و جامع پرداخته شده است.
املش نيوز به نوبه خود از زحمات و تلاش های آقاي ولي جهاني در زمينه تحقيق و گردآوري اين كتاب بسيار ارزشمند كمال تشكر را دارد.

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 6:6 بعد از ظهر | لینک ثابت |
معرفي كتاب ازتاريخ تا خيرات
http://www.amlashnews.com/news/011780.php

معرفي كتاب ازتاريخ تا خيرات

املش نيوز:كتاب از تاريخ تا خيرات به قلم محمد حسن بهبودي املشي(دبير بازنشسته آموزش وپرورش نوشهر)بمنظور بررسي اوضاع تاريخي،اجتماعي وسياسي املش در سال هاي 1330تا1342 منتشر شد.

برپايه اين گزارش اين كتاب در 236 صفحه شامل عناوين همچون نيم نگاه به وضعيت گيلان،شهرستان املش (موقعيت جغرافيايي،كوه ها و رودها،جاذبه هاي گردشگري وتاريخي،بقاع متبركه)،كشاورزي و دامپروري در املش،املش در گذر زمان،يادمان (خاطرات دوران تحصيل)،اربابان وخوانين،اسناد و مدارك وتصاويرپرداخته شده است.
گفتني است اين كتاي هم اكنون در مطبوعاتي محبي واقع در سه راه ميان محله املش بفروش مي رسد.
املش نيوز به نوبه خود از زحمات و تلاشهاي جناب آقاي محمد حسن بهبودي املشي در زمينه تحقيق و گردآوري اين كتاب كمال تشكر را دارد.

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 6:4 بعد از ظهر | لینک ثابت |
واژگان کلیدی گیلکی املشی/حرف پ

حرف پ:

پیلام(پیلوم):گیاهی باساقه هاوبرگ های بلندکه ازقدیم دراملش وشهرستانهای همجوارحین گزیدگی ناشی ازگیاه گزنه برروی زخم مذکوراستفاده می شده وبیشتربه همین خاطرمعروف است.ضمناًهم اکنون پس ازگذشت سالیان متمادی،کشاورزان برنجکاراملشی درجهت تولیدگرمابرروی تخم نشای برنج درمنازل خودقبل ازشروع بکارکشاورزی ازپیلام استفاده می نمایندتاباگرمای تولیدشده ناشی ازتجزیه برگ  وساقه های پیلام،دانه یاهسته برنج(شلتوک)آماده بهره گیری درخزانه مزارع وسپس کشت گردد.دربعضی ازروستاهای املش نظیرنرکه-حاجی آباد و...بدان پلیوم نیزگفته می شود.

تهیه شده در:گروه اینترنتی مهراملش/به سرپرستی محمدمهرافروز


ادامه مطلب...
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 2:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
روستای کیاکلایه درمدخل ورودی شهرستان املش درنمایی ازبرف سال1386
http://amlash.plogger.ir/

روستای زیبای کیاکلایه املش به روایت تصویر روستای زیبای کیاکلایه املش به روایت تصویر روستای زیبای کیاکلایه املش به روایت تصویر املش به روایت تصویر

املش به روایت تصویر روستای زیبای کیاکلایه املش به روایت تصویر

دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388
نوشته شده توسط: املش زیبا-خفته وگمشده ساعت: 2:55 بعد از ظهر | لینک ثابت |
free counters